آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع
بایگانی

۲۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۴ ثبت شده است

سون

دوشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۰۵ ق.ظ

در گوش دلم گفت فلک پنهانی,

حکمی که قضا بود ز من میدانی؟

در گردش خود اگر مرا دست بدی,

خود را برهاندمی ز سرگردانی


یکی بود یکی نبود...



  • آقای مربّع

شک

جمعه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۱:۵۶ ب.ظ
خسته ام و کم نفس... بد تر از اون نا امید 
همش به این فکر میکنم که بالاخره از یجا درست میشه... از یجا تلاش کردن با نکردن یه فرقی میکنه اقلا".
یا به قول اون: "تابع توانیه"
از یه حدی که میگذره آدم به خودش شک میکنه!
نکنه مشکل از منه؟ 
 
کل هفته ی گذشته با جمله های بالا گذشت :)

  • آقای مربّع

پیچ گوشتی

پنجشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۱:۰۹ ق.ظ

- میگفت : گاهی هم لزوما" جایی از کار نمیلنگه. 

- من همیشه نمیه دومی بودم. شایدم نیمه ی دوم از نیمه ی دوم. یا نیمه ی دوم دوم دوم... 
- از همینجا دنیارو میشه فتح کرد. 
- تاکید خاصی روی کار با ابزار داشت! اگه بتونی از ابزار هایی که داری درست استفاده کنی, نسل ها جلو میفتی.
- دنیا انقدر بزرگ هست که هنوزم بکر باشه! به بکری روز اول حتی... ینی کل این تمدن بزار کنار, برو همون آتیشی رو کشف کن که N قرن پیش کشف شد... 
- میگفت : تو مراسم دعای باران فقط یه بچه بود که با چتر اومد!
- این منم! منه خالص.
تاحالا هیچوقت انقدر احساس  "من" بودن نکردم.  
چقد کامل خودمو پر میکنم. تو خودم جا میشم! از خط نمیزنم بیرون :) 

- توی میزان استفاده از همون ابزاره که میشه عجیب متمایز شد. زندگی یه جعبه ابزاره :))





  • آقای مربّع

قانون ناپایداری زمانی مربع

پنجشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۱۰ ق.ظ

کی میگه همه ی ثانیه ها یا هم مساوین؟  شاید یه ثانیه تو صبح طولانی تر از یکی دیگه تو شب باشه 

ماها هم هیچوقت اینو نمیفهمیم چون یه ثانیه رو با همون ثانیه اندازه میگیریم...

شاید یه تابع عجیب غریب باشه که تعیین میکنه هر ثانیه چقد طول میکشه! شایدم واسه هر آدمی فرق کنه 

شاید هرکس تو زمان خاص خودش جلو میره و یه سیستم بیرونی این آدما رو با هم هماهنگ میکنه!

اگه فیزیک بلد بودم !


  • آقای مربّع

بردار

چهارشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۵۵ ب.ظ
مدتیه که درگیرم... 
درگیری وسعت میده. خوبه که اقلا" میدونم درگیرم
بعد از درگیری میفهمم هیچ جا خونه ی آدم نمیشه

آدمایی رو دیدم که درگیر همدیگن! اولی درگیر دومی, دومی درگیر سومی ...
بنی آدم درگیر یکدیگرند!
یه حسی بهم میگه اگه هر درگیری رو یه بردار فرض کنیم, برآیند همه ی درگیری های دنیا صفره .

اسیر هیچ سیستمی نباید شد

تا در طلب گوهر کانی کانی    تا در هوس لقمهٔ نانی نانی

این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی     هر چیزی که در جستن آنی آنی

  • آقای مربّع

هعی

دوشنبه, ۷ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۲۸ ق.ظ
  • آقای مربّع

قانون سوم مربع

يكشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۲۲ ق.ظ
کم کم شروع میشه 
یه چیزی که بهش میگن "آروم گرفتن"
از یه جا شروع میکنی به آروم گرفتن و بعدشم "قانع شدن" !
نکنه اول قانع شی بعد بخوای آروم بگیری. 
بهش میگم "عکس البلوغ" 
هر بلوغی یه عکس البلوغی داره 

  • آقای مربّع

بیست و یک

شنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۷:۱۱ ب.ظ

It Works! 

It Works!

-----

@سایت دانشکده کامپیوتر 

ادامه ی AVR :دی

لیستنینگ تو : دل به دام اون زلفای سیات بنده بنده - من اسیرتم قیمت نگات چنده؟ 

کلید سایت هم دستمه هاها!

ینی وقتی بخوام برم حق دارم همه رو بیرون کنم :دی

  • آقای مربّع

@سایت ریاضی - AVR Programming

پنجشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۳:۵۵ ب.ظ
خاص باش!
شنیدی از اینور اونور 
یه چیزایی هم از خودت دیدی که اولش باورش برات سخت بود
ولی باورش کن!

خاص بودن... همم... خاصیت!
فلانی خاصیت داره

ترسناکه ولی ترس نداره
ترسناکه چون بعدش نمیدونی چه کارایی ازت برمیاد 
چون دیگه "بقیه" ای نیست که با اونا خودتو بسنجی 


"داده ی پرت"


  • آقای مربّع

سایت کامپیوتر

سه شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۷:۴۸ ب.ظ

همین الان یهویی!

سایت دانشکده حدود هشت شب

پنجره ها باز! خلوت.

بچه هایی که هستن اکثرن کاپلن همین الان میز بغل دارن سلفی میگیرن دو نفری

میز روبه رو سرشون تو همه دارن ریاضی مهندسی میخونن (ای جان).

سعید و ستاره هم که کلی چکنویس جلوشون دارن دوتایی سوال حل میکنن! آهنگ گوش میدن

این شریف ما همه مدلی داره :))

من هندزفری تو گوش مقاله GPU میخونم.

لیوان چاییم جلوم

اون پشت بحث اپلای کردن و این که کدوم کشور خوبه

سرمو که میارم بالا غروب معلومه و اوففف چه باد خوبی میاد :)

کلی هم پرنده داره پرواز میکنه...

بچه هایی که این موقع دانشگان داستان های جالبی دارن :دی 


فردا میرم کوه :) 

از 6 صبح دانشگام... تموم شه این مقاله بعد برم دکترو ببینم و برم یکم رانندگی...!

شما هم زود تر خوب شو ! 

--------------------

فرشته ها دست حاجیت رقص!


  • آقای مربّع