آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع
بایگانی

جمعبندی

چهارشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۳، ۱۲:۴۱ ق.ظ


در نهایت که خوب می‌شه هرچی‌ بشه ، شاید یجور بازی برد-برد باشه ، شایدم درگیری خوب و خوبتر باشه چون همین که "درگیری" هست خوبه ! همین که "فکر" و "نقشه کشیدن" هست خوبه !

همین که هرقدر هم پشتمون گرم باشه ، هیچ حسابی‌ روش نمی‌کنیم خوبه.

بالاخره باید از یجا شروع کرد و همه‌‌چیو امتحان کرد .

اگه با اولین تلاش میشد که لوس میشد ، اگه "آسون" میشد هم که لوس میشد ، داره کار میکنه دیگه !

- مثل امتحان‌های پر استرس ، حتی اگه امتحان آسون باشه ، تاحالا شده از این سوال به اون سوال بپری ؟  شده یه سوال خیلی‌ سخت یا وقت گیر رو نصفه بذاری ؟

    *نصفه بذاری چون میدونی‌ بلدیش ، میری سراغ بقیه سوال‌ها آخرش برمی‌گردی به این

    *نصفه بذاری چون نمره‌اش کمه ! نمیصرفه این همه وقت بهش اختصاص بدی ! به بقیه نمیرسی

    *نصفه بذاری چون "شاید" بقیه اسون تر باشن ...

    *نصفه میز‌اری چون ته سالن نشستی یه نگاه به برگه بقیه میندازی میبینی‌ همه اون سوال سخته رو سفید گذاشتن !

همون سوال مزخرفس که تفاوت ایجاد می‌کنه ، همون سوال غیر منطقیه ، نه لزوما حل کردنش ! گاهی هم عاقلانه نصفه ول  کردنش !

--------------

اگه سوال سخته رو بی‌خیال بشی‌ ، سوالی که بلدیش ! خیلی‌ هم براش تمرین کردی ، اما زمانشو می‌خوای اختصاص میدی به سوال‌های دیگه، سوال هایی که هیچ "دانش" خاصی‌ نمیخواد ، شاید یکم تجربه بخواد حالا ، باشه ! قبول ، اما به نظرت اگه وقت امتحان انقدری زیاد باشه که بتونی‌ به همه برسی‌ چی‌ ؟!

قبول ! اون‌موقع تو برای سوال‌های "تجربه بیس" وقت بیشتری داری ، اما مگه تجربه چقد طول می‌‌کشه کسب کردنش ؟ مگه از تجربه‌ بقیه آگاه شدن چقدر طول می‌‌کشه ؟ ببین ! خیلی‌‌ها چون نمی‌تونن اون سخته رو جواب بدن ، چون براش آماده نشدن می‌چسبن به اون‌یکی‌ها ، نمیگم اونا آسون هستن ! اما کسی‌ که از پس سخت‌ها بر بیاد و اونا رو بتونه ، مسلما اون‌یکی هارو هم میتونه ، چرا نتونه؟! چون وقت کمتری براشون داره ؟! 

به نظر من وقت امتحان کافیه برای کسی‌ که بخواد "full mark" بگیره ، هرچند full mark شدن به نظرم منطقی‌ نیست!

اگه وقت امتحان کمه ، اگه نمره سوال سخته کمتر از بقیس، همون سوالی‌ که یه عمر براش تمرین کردی اگه میبینی‌ با همین وقتی که این سوال میخواد, از بقیه میتونی‌ نتیجه بهتری بگیری ، شک نکن که باید قیدشو بزنی‌ ... 

وقتی‌ میدونی‌ خیلی‌ها جواب ندادن ، خودتو فقط با خودت مقایسه کن ! درست همونطور که سرتو میاری بالا میبینی‌ سوالی‌ که برای تو سخت‌ترین سوال هست رو همه جواب دادن ! 

-----------------------------

بعضی‌ وقتا full mark شدن بها داره ، به هر حال داری امتحان میدی که لذت ببری (!) ، بالاخره یجا تو زندگی‌ باید قید این obsess ، یعنی‌ Top بودن رو زد و به سادگی‌ شروع کرد و لذت برد :)

سخت نگرفت ...

سوال اینه که کی‌؟! 

الان !!! 

مگه غیر از اینه که اون آخر می‌خوای لذت ببری ؟! الان ببر :دی

توی طبقهٔ Top‌ها باش ، حتما هم باش ! اما Top زده نشو ! 

یه چیزی هم هست ، بالاخره باید پذیرفت بدون داشتن همهٔ اطلاعات نمی‌شه همیشه درست پیشبینی‌ کرد.

خیلی مهمه که بدونی کی سخت بگیری و کی نگیری ! که گوسفند نباشی :)

-----------------------------------------------

مؤسسه آزاد آموزش فنی‌ کاربردی روزخوش برگزار می‌کند !

کارگاه آموزشی لاس کارگری :))

پدر مادر های عزیز توجه کنید یکم جنبه داشته باشید از اول آذر داریم کادو تولد به ملت میدیم :|

-----------------------------------

وای بر توجیه کنندگان !

-----------------------------------

#لبّ_کلام

همش میگن کسی‌ که بخواد انقد جدی بگیره انقدر جدی تلاش کنه باید قید خیلی‌ از تجربه هارو بزنه ، همین تجربه هایی که در آینده یا میتونی‌ واسه جوون تر‌ها تعریف کنی و مثلا بگی‌ آره من ۲۰ سلام بود تو مهمونی‌‌ها یه شیشه رو یه نفس سر میکشیدم ! یا من که جوون بودم فلان قله رو فتح کردم فلان کشورو دیدم توی فلان تیم بودم  فلان کار و کاسبی رو راه انداختم ! خلاصه همونایی که زندگی‌ رو هیجان انگیز می‌کنن !

یا اون تجربه هایی که بعدا به کارت میان به یه درد زندگیت میخورن کمکت می‌کنن "لنگ" بقیه نمونی، کمکت می‌کنن بهتر تصمیم بگیری و بهتر نتیجه بگیری...

به نظر من اگه یکنفر زندگیش رو  وقف همین تجربه جمع کردن‌ها کنه ، یه دیتا بیس خیلی‌ خیلی‌ بزرگ از این تجربه‌ها درست کنه و هر روز و هر هفته هیجان و کلی‌ داستان برای تعریف کردن! حتی با این فرض که بدونه همیشه جوون نیست اگه پوچ گرا نباشه، بالاخره یجا باید تن‌ به "تلاش" بده بالاخره یجا باید جدی بشه...

کّل حرفم اینه که می‌شه زندگیو وقف تجربه جمع کردن نکرد و این موضوع‌رو بهونهٔ تنبلی قرار نداد و در عین حال یه دنیا حرف واسه جوون تر‌ها داشت ! بطری‌ها سر کشید ! قله‌ها فتح کرد!  انقدری تجربه داشت که نه نیازمند شد ، نه اشتباهی‌ ناشی‌ از کم تجربگی کرد نه دنیای کوچیکی داشت. می‌شه به یه تعادلی رسید حتی تعادل رو هم می‌شه رّد کرد ! که البته کار آسونی نیست ، باید خیلی‌ خودمونو جمع‌وجور کنیم!

-----------------------------

حالا شد :) :)

 

  • آقای مربّع

نظرات (۱)

داشتم پست رو میخوندم گفتم برات سی ام بذارم که الان همینجوریه
دیدم انگار اون موقع که برگشتی این عقب مقب ها رو خوندی اینو خودت نوشتی :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی