اوشو اوشو اوشو
پاییز ! خیییلی باحاله ، یه لحظه آقا بیاید نگرانیها و فشارها و هرچی هستو نیست بریزیم دور ، بیرون خیلی قشنگه خیلی باحاله !
به قول آرین زندگی به بهترین شکل داره میچرخه حالا ما نشستیم یه گوشه داریم غر میزنیم ، خودمو میگم...
از این آدمی که شدم خوشم میاد ! فکر میکنم میخوام همین بمونم...یه تعادلی داره برقرار میشه بین خیلی چیزا ...
مثلا الان حس اون "آقای مربع" توی کتاب سرزمین پهناور ادوین بوت رو دارم وقتی که "آقای کره" میگیره و از دنیای دو بعدی خودش میکشتش بیرون !
Flatland وقتی میشه Spaceland ترسناکه ! اما خوبیش اینه که میدونی انقدر بزرگ هست که یه جای خوب پیدا بشه توش ! جوری هست که همه با هم توش جا بشن ...
-----------------
@کلاس اندیشه ، استاد رسما میخواد خدارو اثبات کنه ... یجا داره باگ میده نمیتونم باگشو پیدا کنم
@تو لابی پیش بچهها ... لم دادی روی یه صندلی با هم میگین میخندین
@تو ماشین دم رستوران ، حرفای بزرگونه !
@این خانومه میگه "My Researcher Mode"
@دیشب مهمونی ، سر میز همه بزرگن دارین نوشیدنی میخورید ، وقتی حرف میزنی با دقت گوش میدن ، ازت نظر میپرسن...
@فلانی درباره سهام کارخونش باهات مشورت میکنه !
@the one بهت میگه "you are doing perfect :) "
@بدن درد بعد از ورزش ...
----------------------
میگه شکست مهم تر از موفقیت هست یجورایی ، شکست داریم تا شکست ! خیلی حرفه ! تو flatland نمیفهمن!
----------------------
کم کم وقتش بود باور کنم خوب نبودنم رو ، خیلی سخت بود ...
اوشو کی بود ؟ یه آدم هندی بود ، میگفت :
از اوج قله تا زمانی که ادامه دارد لذت ببرو وقتی نوبت دره فرا رسید ، از دره لذت ببر.دره چه اشکالی دارد؟پایین بودن چه اشکالی دارد؟ آن به معنی استراحت است.قله یعنی هیجان، و هیچ کس نمی تواند مدام در هیجان باشد.
خوشم اومد ! یجا دیگه میگفت :
آزاد زندگی کن ! لحظه به لحظه زندگی کن ! و از چیزی نترس ، از ترس هم آزاد شو،
زیرا چیزی برای از دست دادن نداریم . چیزی هم بدست نمیآوریم ، و وقتی این را بفهمی ، کمال زندگیات تحقق مییابد ، اما هیچ گاه مثل گدا به دروازههای زندگی نزدیک نشو، هیچ وقت گدایی نکن ،
زیرا دروازه های زندگی هرگز به روی گداها باز نمیشوند!...
تاحالا گدایی کردی ؟ تو هرچیزی ، گدایی زندگی ... ؟!
تاحالا به این فکر کردی که آیا داری چیزی قربانی زندگیت میکنی یا زندگیت رو قربانی چیزی ؟ فکر کنم بیشتر داریم سرمایهگذاری میکنیم ، خوب یسری هم نمیکنن ، اما باید فرق سرمایهگذاری رو با قربانی کردن دونست!
شاید سرزندگی ملاک خوبی باشه ،
هروقت دیدی سرزنده نیستی داری قربانی میکنی !
roozkhosh theory #6
قصه اینجوری شروع میشه که چند وقت پیش یه دری رو باز کردم ، خواستم فقط سرک بکشم یکم ! خیلی چیزا از لای در پخش زمین شد ، چند روزی ادامه داشت ! با تمام زورم سعی میکردم درو ببندم ، نمیشد !
ولش کردم :))
تا این که همچی کف زمین بود رسما ! تعجب میکنم این همه چیز چجوری پشت اون در جا شده بود !
چقدر خوشحال بودم که Object Oriented پیش اومده بودم !
بهترین چیزا وقتی اتفاق میفته که انتظارشو نداری ... تصمیم گرفتم چند وقت یبار پشت این درهارو یه آب و جارو کنم !
خلاصه که میفهمی شکی نیست اگه بود تا اینجاشو نمیومدیم !
بعد یادت به چند تا کاری میفته که همیشه دلت میخواسته انجام بدی جوری که سر تا پاتو شوق میگیره ! میفهمی که چیزایی که تو فکر میکنی جزئیات بودن همیشه ، شاید از اصلیترین اصلیات بودن ! چی از اونا مهم تر توی این سن توی هر سن ؟
بعد میبینی میتونی تعریف دقیقی از خوشبختیت ارائه بدی ! در جزئی ترین حالت ممکن ! شت!
-----
تا وقتی مشکلات حاد نشدن الکی جو نگیرتمون !
------
بعدشم چند تا همزمانی جالب رخ میده و چند تا جرقه و اینا
.
.
.
یه بار دیگه :)
روزخوش فقید, درود خدا بر او باد !
آذر 93 تهران ایران
- ۹۳/۰۹/۲۲