دامبلدور
خعلی پرم.
چند وقت که حواسم به "خودم" نباشه اینجوری میشم.
انقدری که پهنای باندم کمه واسه بیان.
شاید جراحی بخواد! مثلا" کاسه ی جمجممو باز کنن و این دیتا رو با با چنگال مث وقتی که ماکارنی رو لقمه میکنن بردارن و در جمجممو بذارن سر جاش!
یا مثلا" مثل پروفسور دامبلدور توی هری پاتر یه "قدح اندیشه" داشته باشم و چوبدستیمو بزنم به شقیقم فکرارو بکشم بیرون و بریزم توی یه ظرف.
اصن کاش میشد فکر رید :))
والا ! سبک میشی ... در شرایط خاص هم قرص راینتدین میری بالا :ِدی
کاش اقلا" طبقه بندی داشت ینی به این فکر های خام پردازش نشده میگفتی شما ها که مربوط به درس و دانشگاهید سمت چپ وایسد.
شماها که مربوط به آینده اید برید اینور به صف شید.
شما دلتنگیها یه طرف،
شما شیطنتها یه طرف،
هروقتم میبینی مثلا" یکی از صف درس داره در میره بره تو صف آینده, تو میکروفون اسمشو اعلام کنی ...فلانی!! برگرد سر جات وگرنه از اپلای خبری نیست! که حساب کار دستش بیاد! آخه میدونی این بدبختا فکر میکنن همه چیز اپلایه! آخه میدونی؟ تلف میشن بمونن! آخه میدونی؟ مگه میشه تهش اینا که فکر شدن و تو مغزن با اونا که کرم ک.و.ن شدن توی یه بدن باشن؟ نع! آخه میدونی؟ یه مشت فکرن... عقل ندارن که از بچگی آموزش دیدن کلی هم کلاس کنکور و سمپاد و شریف و بنیاد نخبگان الان به درجه "فکر تمام" رسیدن.
بگذریم! خلاصه میشه بکوبیشون به گرز گران!
شنبه صبحها هم ناخوناشونو چک کنی که بلند نباشه و بعدشم به زور فلوراید تو حلقشون بریزی که دهن نخبه های مملکت ذهنت بو نده :|
اصن بحث چی بود ؟ :)) آها!
خلاصه اینجوری نیس که... یه گونیه همهٔ این فکرا میریزن توش پیاده سازیش هم Stack یا Queue نیست... حتا Priority Queue هم نیست ... گونیه ! اینا وقت و بی وقت ریخته میشن اون تو ، بالا پائین میشن هم میخورن ، قاطی میشن ، دیده شده جفت گیری میکنن بچه دار میشن حالا معلوم نیست این بچه هه مال کدوم category میشه !
آقای "تخصص درگیر" که معرف حضور هستن؟ ایشون این حرفارو بشنوه میره دنبال مجوز برای دوره های تخصصی "کنترل جمعیت ساکنان ذهن و حومه به جز احمد".
هعی
پهنای باند نداریم.
اگه فکر رو ریدنی فرض کنیم, یبس فرض میشم الان :))
- ۹۳/۱۰/۱۸