آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع
بایگانی

ناز بنیاد مکن!

جمعه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۳، ۰۴:۰۹ ق.ظ

کتاب مقدس - پیدایش

داستان آفرینش


در آغاز, هنگامی که خدا آسمانها و زمین را آفرید, زمین, خالی و بی شکل بود, و روح خدا روی توده های تاریک بخار حرکت میکرد.

خدا فرمود: "روشنایی بشود." و روشنایی شد.

خدا روشنایی را پسندید و آن را از تاریکی جدا ساخت.

او روشنایی را "روز" و تاریکی را "شب" نامید.

شب گذشت و صبح شد. این, روز اول بود.



---------------------------------------------

- هنوزم نمیدونم چی میشه که آدما گاهی زمینگیر میشن... شاید نباید بهش فکر کنم چون هرچی بوده تموم شده. شایدم میخوام با یه عامل خارجی توجیهش کنم که بگم خودم بی تقصیر بودم! 

حتی اگه تقصیر خودم بوده دلم میخواد بدونم کجا رو اشتباه کردم؟ 

شاید یه تابع سینوسی باشه که آدمارو بین قله ها و دره ها حرکت میده... و تنها وظیفه ی ما اینه که توی قله ها بیشترین استفاده رو ببریم و توی دره ها کمترین آسیب رو ببینیم...

شایدم مثل بلوغه... یادمه وقتی به بابام میگفتم مفصلای پام تیر میکشن میخندید و میگفت داری قد میکشی! بعدش نوبت مفصل های بازو بود... شاید باید روح آدم تیر بکشه تا بزرگ شه.

شایدم هیپوفیزمون گاهی شوخیش میگیره! 

ما قوی تریم یا هورمونامون؟ یاد این آهنگ افتادم :


So wake me up when it's all over
When I'm wiser and I'm older
All this time I was finding myself
And I didn't know I was lost

---------------------------------------------
- خب دیگه از این فازای "عن" که بگذریم کلی کار داریم :))  بالاخره باید از یجا شروع کرد... امیدوارم یروز بیام بگم همه چیز از همون 4 صبح شروع شد!
نیاز به یه پالایش اساسی دارم 
8 روز دیگه بیشتر تا سال جدید نمونده ... 
:)


  • آقای مربّع

نظرات (۱)

اسم اهنگش چیه؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی