Satisfaction
چهارشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۳، ۰۲:۱۷ ق.ظ
- رامین میگه هر شب قبل خواب سیکس پک هامو میشمارم که نکنه یکیش گم شه :))) خیلی جدی میگه ها!
- من میخوام منطق اینا رو به سخره بگیرم.
مثل اون پیرمرده که تو کوه وقتی من داشتم خسته و خیس عرق تلو تلو خوران بالامیرفتم, همینجوری که یه پک سنگین به سیگارش میزد ویژژژژژژژژ از کنار من رد شد رفت تو افق :)) خب رید به هرچی منطقه که من دارم.
- مجموعه ای از چیزایی که "نمیخوام" رو خیلی خوب میدونم.
میدونی انگار یه دکمه هست به اسم Satisfaction Button. این از اون دکمه قرمزاس که یه درپوش شیشه ای داره که مثلا" نکنه اتفاقی زده بشه.
هروقت صلاح بدونی, هرجای زندگی که باشی, شاه باشی یا گدا, میتونی درپوششو برداری و بزنیش. اسمش روشه دیگه هر کسی خوب بلده چجوری خودشو راضی و قانع کنه دیگه خیلی کار سختی نیست.
همین الان الان 16 تا گوسفند بهم بدن بگن برو چوپون شو تا آخر عمرت زوره! زوووووووووره ها! بیشتر از اینم نمیتونی باشی حق نداری.
اگه واقعا زورم نرسه دستمو مححححکم میکوبم رو این دکمه هه میگم عاخییییییییش (از اون آخیشا که موقع گوز اول صبح میگن) دیگه نمیخواد تلاش کنم :))
یه سری از دوستام به شوخی ای که یه جدیت شدید توش نهفته گاهی میگن : نمیشه فردا از خواب بیدار نشیم؟ نمیشه بمیریم؟ به خنده ها
اینا خوب میفهمن چی میگم. تا وقتی که بیداری باید بری جلو :)
و سه هفته ی پیش خودمو یادم میاد... تنم میلرزه...
- چوپونی قشنگ ترین شغل دنیاس. اینجا یه مثال کاملا" نابجا بود! حتی یکی از فانتزی هامه! خدارو چه دیدی شاید سر 56 سالگی ول کردیم با بانو دو نفری شروع کردیم به کوچ نشینی و دار و ندارمونم بخشیدیم به یه خانه سالمندان. #جدی
- و این 35 سال مثل یه کنجکاویِ مقدسِ بچگانه میمونه... همین!
---------------
من از زندگی چیزی بیشتر از رفاه شخصی خودم میخوام.
من اینجوری حال میکنم که مثلا", مثلا" ها به یه دردی خورده باشم. باور کن اگه سلیقم اینجوری نبود واقعا جور دیگه زندگی میکردم. جمله ای به شدت بدیهی.
پس کی لامپ رو اختراع کنه؟
- ۹۳/۱۲/۲۷