یک فنجان تجریش
سه شنبه, ۲۸ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۴۲ ق.ظ
گاهی انقدر درگیر میشی که یادت میره قدم زدن تو تجریش اونم تو پاییز چقدر لذت بخشه
یا این که انقدر ذهنت میره روی مسایل کاری که حتی به فکرت خطور نمیکنه میتونی دو ساعت مرخصی بگیری از خودت و زیر بارون بری محوطه ی کاخ سعدآباد رو ببینی.
همم خیلی وقته باشگاه انقلاب نرفتم !
یا کافه های همیشگیم لمیز ... سپیدگاه ..
یا اون قدم زدن های آروم بین کتاب فروشی های خیابون انقلاب.
اتفاقاً روزها خیلی هم خوب دارن میگذرن. فکر کنم مدتیه دارم جاهای جدید رو تو زمان های جدید کشف میکنم.
یادم باشه هفته ی آینده بیشتر رو نقشه جابجا شم
----------------
بخش معرفی برنامه های آتی :))
تکمیل بیوگرافی اینجا |
شروع بیزینس ! |
***** :دی |
گذارندن یک شب تا صبح بالای کوه + چای آتیشی |
دیدن طلوع آفتاب از بالای کوه |
شروع دوباره برنامه ی استخر |
کتاب مدیریت زمان - برایان تریسی |
شروع آشپزی آخر هفته ها |
صحبت با محمد |
جنرالز ! |
پیگیری سند ماشین |
املت ذغالی بالای کوه |
- ۹۴/۰۷/۲۸