آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع
بایگانی

سنگ و من

يكشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۷:۰۰ ب.ظ

چه شادمان است آن سنگ کوچک

که تنها در جاده‌ گشت می‌زند

بی‌اعتنا به روزگار و اضطرار ها

هرگز نمی‌ترسد

با پوشش عناصر خاکی

جهان گذرا بر تن

و مستقل چون خورشید

به یاری دیگران یا به تنهایی

می‌درخشد

تن دادن به تقدیر محض 

به سادگی...

                                          "امیلی دیکنسون"


حالا من!


چه پرتلاطم است آن مربع کوچک

که تنها به دنبال خویش می‌گردد

در چنگال روزگار و اضطرار ها

پر از ترس است

در این هوای آلوده‌ی تهران

جهان گذرا در چشم

و مستقل چون خورشید

به تنهایی

می‌خواهد بدرخشد

تن ندادن به تفدیر محض

به سادگی!

                                          "من"

  • آقای مربّع

نظرات (۵)

خوش به حال تکه سنگ.
تن ندادن ب تقدیر محض...
این درسته
بخوای نخوای به تقدیرت تن میدی...به قسمتی که برات معلوم شده...سرنوشت...میتونی تغییرش بدیا ولی نه این جوری
خودتو باید تنهایی بشناسی هیچ کس جز خودت نمیتونه که بهت کمک بکنه!
میدرخشی :)
منتظر خبر خوبم ها :))
دعا میکنم هر چی زود تر به اون چیزی که برات بهتر و درست تره برسی :)
ادبیات تطبیقی مربع و دیکنسون:))))
و مستقل چون خورشید..

می پسندیم :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی