مسیل
حق با من باشه یا نه که فرقی نمیکنه
این حرفا
تو همهجا پره
میدونم چقد *شعره
که آدم همش داره خودشو خر میکنه
مثلا بری ورزش کنی
دوپامین - سراتونینت بالانس شه
که شاد شی مزخرفاتو تو زندگی نبینی
ولی خب
یه مرزی هس
اگه بالاش باشی اوج میگیری،
زیرش باشی سقوط میکنی.
کار تو این وسط فقط اینه که موقعیت خودتو نسبت به اون مرزه که فقطم واسه خودت تعریف میشه مشخص کنی و با ابزارایی که دستته خودتو به بالای خط برسونی. بقیش روتینه.
ابزارای دستت مث فکر خوب کردن
مث ورزش
گفتم واست پترن و الگوهای ذهنیو
یادته؟
ما ایننننننننقد پترنای غم و **شعرو تقویت کردم
که مثلا ۱نانو آمپر جریان به راااااااااحتی توش منتشر میشه (واسه پیام عصبی ناراحتی)
ولی مسیرای نورونی شادیمون اینقد استفاده نشده و متروکن
با یه موتور برقم راه نمیفتن
میگیری منظورمو؟
مث یه رودخونه که یکیش با یکم بارون سیل میاد و اونیکی هررررررقدرم زور بزنی آب توش جاری نمیشه
در راستای این کسی که گفتم، باید سعی کنی این رودخونههه رو جاری کنی
تفکر مثبت و فلان که میگن اینه
نه اون مزخرفات راز و جذب و اینا :))
مثلا الان به خودت بیا
ببین چند بار تو رودخونهی ناراحتی (مسیرای عصبی غصه و نا امیدی و .... ) بارون باروندی
و چند بار تو رودخونهی امید
خب خیلییییییی منطقیه روحیت الان هرچی که هست باشه
باید از یجا شرو کنی
کجا آسون تر از ذهن
تمرکز مث نور خوشید، میسوزونه
به هر سمتی میخوای بری فقط و فقط روش تمرکز کن
بدن خیلی منطقیه
یه سری سلولن دیگه
ورودی میدی خروجی میگیری
- ۹۷/۰۱/۲۲