آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع
بایگانی

دوماه کنجکاوی

شنبه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۴۲ ب.ظ

شاید از انتظار خیلی بدم میاد.

همیشه دلم میخواد بدونم واسه‌ی چی باید خودمو آماده کنم حالا هرچی که باشه. 

به هرحال زنده‌ایم

میخوام ببینم تهش چی میشه هرقدرم پوچ و مسخره که باشه میخوام ادامه بدم، حالا چه بهتر که بتونم چیز خوبی‌هم ازش بسازم.

از این زنده‌بودنه.

اتفاق جالبی که داره واسم میفته اینه که تا دو ماه دیگه همه‌چیز زندگیم قراره عوض بشه. بهترین فرصته واسه تصمیم گرفتن چون خیلی وقتا ماها تو لوپِ عادتامون گم میشیم و مثلا اگه تصمیم جدیدی‌هم میگیریم توی یه جریانِ همیشگی گم میشه و کم‌کم خودش توی این جریان حل میشه. واسه همین میگن همیشه یه تغییر به تنهایی احتمالا کار نمیکنه یا یه‌چیز به تنهایی حذف نمیشه بلکه جایگزین میشه.


زندگیو میشه مثل یه جریان رودخونه دید که هر رشته‌از این جریان یکی از ابعاد روزمرس. رودخونه‌ی من قراره جدید شه ولی خب هنوز دوماه مونده.

سوال اینه که این دوماه رو چیکار کنم؟ میخوام اعتراف کنم اصلا اون چیزی که فکر می‌کردم نیست. همیشه تصورم این بوده که چقد خوب میشه که آدم کاملا بی‌دغدغه و بیکار باشه فقط بخواد هرکاری دلش میخواد بکنه!

Well, it turns out to be that I have nothing to do for my own sake! 


دیگه باید کم‌کم عادت کنید به این کانال عوض‌کردنام :)) شمام گاهی وقتا به این نتیجه میرسین که فارسی چقد سخته واسه بیان حرفا؟


خیلی حرصم میگیره که بخوام اعتراف کنم که آدمی‌زاد باید یه زوری بالاخره یه چیزی مث چماق بالا سرش باشه تا به حرکت وا دارتش. اسمشو هرچی میخوای بذار، ولی انگار وقتی هیچ چماقی بالاسرت نباشه با هر جریانِ بادی تغییر جهت‌ میدی. فرصت خوبیه واسه شروع یه سری تغییراتی که میتونم امیدوار باشم واسم میمونن. چون خب همه‌چیز داره عوض میشه! همممممه چیز!

بار اولی نیست که زندگیم داره میچرخه، و این خیلی کمک‌‌کنندس.


فرض کن میخوای بزنی کل ساختمونای یه محله رو خراب کنی، و میدونی که قراره یه زلزله‌هم بیاد خب میذاری که زلزله‌ کارو انجام بده، البته که ریدم با این مثالی که زدم ولی خب یه همچین‌چیزی.


ولی تو این دوماه نه خبری از زلزله هست و نه چماق. فقط منم و این رودخونه‌ای که در طی ۶ سال ساخته شده. و بذار صادق باشه، خیلی کسشره. ینی گوز تو این عادتها و مدلی که ازم ساخته شده. ولی تقصیر خودم نبوده حالا که فشارا از روم برداشته شده واقعا میدونم که بهتر‌از اینم نمیشد باشه. واسه همینم واقعا نباید خودمو سرزنش کنم. فقط بذار کنجکاو باشم ببینم با این دوماه چیکار میتونم بکنم.

  • آقای مربّع

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی