ترس ورم داشت
ترس ورم داشته
نمیخوام واقعی شه
نمیخوام خوب شم داری مجبورم میکنی
زندگی بدون تلاش چقر پوچه
میترسم از اعتیاد، مواد مخدر
میترسم از «ناامیدی» که نسبت به خودم دارم.
و خشم که حتی حاضره همهچیو با خودش به نابودی بکشونه
دلم واسه تکتک اونایی که واسه شنیدن حرفام بودن تنگه. یه رفیق یه آدمی که میتونی حالتو باهاش شریک بشی.
گند زیاد زدم...
روی گندها هم،
زیاد جا زدم، شانس هوامو داشته.
هنوز به خودم میبالم وقتی یادم میاد چه جنگندگیهایی کردم.
حسرتی که تو دلمه
ترسی که تو وجودمه
که نکنه دیگه نتونم از جام بلند شم؟
از همهجا و همهکس رفتن،
سر تعظیم فرود آوردن،
این منم؟
شاهین
ازت راضی...
چقد گوشت پره از این حرفا... نه؟
کز کردی یه گوشه بیرون نمیای.
خجالت میکشی
عذابوجدان داری.. میترسی
غرور داری و مهربونی.
بس نیست؟ تا خودت نخوای که نمیشه..
خودت
دلم تنگه و دارم پیمیبرم که حداقل از جایی ببعد خودم نمیخوام مثکه
- پذیرش،
وضعیت قهوهایه! باید تغییر دادهبشه.
- تمرکز،
شاید بشه گفت چند قدم دورخیز و زیرنظرگرفتنِ اوضاع..
- غلبه،
سرکوب صدای تنبلِ درون، صدای سکونپسندِ درون، صدای کمالگرا و البته ایدهآلگرای کسشرِ درون.
- آگاهی،
بعد از کلی کشمکش، میدونی که سنگریزههای جلوی پات از کجا میان و چرا میان.
- شروع،
به منزلهی ایجاد تغییر، بذار حس کنی که با چندتا سیخونک داری وادار به تغییر میشی.
- دومینو،
حرکت شروع شده و داره به نقاط مختلف سرایت میکنه. عجله نکن! تمرکزِ خودتو حفظ کن.
- هدایت،
این حرکت رو فرماندهی کن. به جایی که میخوای ببرش.
دیروز تاحالا یکم فکر کردم که منِ ۳۴ساله چهشکلیه؟
[ ] صبحا زود بیدار میشه. یک یا دوساعت حداقل قبل از خارج شدن از خونه واسه خودش داره که همینجور که داره قهوشو میخوره یه چیزی بخونه یا بنویسه یا گوش کنه.
[ ] خودم تعجب کردم از فهمیدنش ولی مثکه باشگاه میره :))
[ ] آکادمیکه. سرش تو ریسرچ و مقالس تمام مقالههای روز رو دنبال میکنه و سعی میکنه دقیقا بدونه که مرز تکنولوژی کجاست؟
[ ]
- ۹۷/۰۴/۲۱