روز شکرگزاری
پنجشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۱۶ ب.ظ
طلب.. !
تاحالا طلب کردی؟
من که بهش اعتقاد پیدا کردم.
-----
دیدی بعضی آدما خیلی خالص به نظر میان؟
این آدما وقتی میخندن واقعا فقط دارن میخندن، وقتی عشق میورزن واقعا با تمام وجودشون عشق میورزن و وقتی لذت میبرن واقعا ارزشِ لحظه رو توی همون لحظه پیدا میکنن.
واسه من خیلی طول کشید که پیشِ خودم بهش اعتراف کنم .. که هِی! من اونقدرا هم که باید خالص نیستم.
خیلی واسم دغدغه شده بود که بتونم یه ورژنِ قشنگی از خودم باشم، وقتی متعهد شدم که فکرامو توی زندگیم به نمایش بذارم قضیه جدی شد. وقتی موشِ آزمایشگاهیِ خودت میشی باید حواست به آزمایشت جمع باشه.
نباید از کوبیدن و از نو ساختن بترسی، توی هر سنی که میخوای باش و واسهساختنِ چیزی که باید خرابشه هم هرقدر میخوای زحمت کشیده باش. وقتی میدونی یه چیزی کجه باید درستش کنی.
وقتی میخوای خالص باشی، باید جرئت کنی واقعی باشی،
و برای اون هم باید جرئت کنی خودت باشی.
که بتونی خودِ خالصِ واقعیت باشی.
منظورم از خالص بودن اینه که دروازههای انرژیت تا بیشترین حد ممکن باز باشن،
روحت تا جای ممکن زلال و بدونِ فیتر باشه، بعضیا بهش میگن عاشقی ولی به نظر من اگر هم عاشقی باشه از اون عشقاییه که توش اصلا معشوق مهمنیست.
از اون عشقایی که فقط -عاشق- مفهوم داره و بس.
حالا شاید بگی اصن این حرفا چیه و چی شد که فکرت رفته سمت این حرفا؟
چون آدمایی رو دیدم که حسابی خودشونو تصفیه کردن.
به چشم دیدم، باهاشون دستدادم، باهاشون وقت گذروندم.
کنارشون بهترینها و نابترینهارو تجربه کردم،
دیدم که این آدما زندگی رو توی یه سطح و levelِ دیگهای دارن زندگی میکنن.
دیدم کنار همهی چیزهایی که توی زندگی میشه خواست، دوتا مفهومِ دیگه هم هستن که واسه من خیلی خواستنین. یکی -ناب- بودن و یکی -خالص- بودن.
حتی نمیدونم از کجا باید شروع کنم،
ولی مطمئنم کمکم دستم میاد و یادش میگیرم.
عکس:
همین الان تو فرودگاه!
به سوی تعطیلاتِ شکرگزاری با آدمایی که تازه قراره بشناسمشون !
- ۹۷/۰۹/۰۱