آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع
بایگانی

حالا دلتنگیا به کنار

دوشنبه, ۲۹ بهمن ۱۳۹۷، ۰۷:۵۰ ق.ظ

مگه چندنفر تو دنیا که از لیسانس پریده باشن دکتری میتونن یه درسی که خودشون تاحالا پاسش نکردن و اصن نمیدونن چیه و تو مقطع دکتری‌ تو یکی از بهترین دانشگاه های آمریکا ارایه میشه، تدریس کنن؟ وقتی چندتا دانشجوی دکتری‌ از تو بزرگتر ازت وقت میگیرن که اشکالاشونو تو زمینه‌ای که هیچی ازش نمیدونی حل کنی... خب حاجی حق دارم دیگه.


حالا دلتنگیا به کنار تنهاییا به کنار کارای خونه و هندل کردن آدما و کم‌کردن اضافه‌وزنو شاد موندن به‌کنار. همینجور که تا اینجاش طی شده از اینجا ببعدشم طی میشه و من پوست‌کلفت‌تر از همیشه با این که کمرم از سه‌جا درد میکنه نشستم اینجا و به این فکر میکنم که ۵ ماه پیش تو خواب هم نمیدیدم در حال انجام حتی یدونه از کارایی باشم که توی این ۲۴ ساعت انجام دادم.


فقط میخوام بگم به خودت حق بده که بترسی یا گاهی وحشت کنی.

ولی تو این دنیا هرکاری فقط با وقت گذاشتن انجام میشه.

هرچی هم بیشتر وقت گذاشته باشی توش سریع‌تر و حرفه‌ای تر میشی.

پس نترس از این که میترسی

نترس از ان که نتونی حتی. همین که تا اینجاش اومدی گل کاشتی پسر.

یک سوم ترم سپری شده فکرشم نمیکردم همین یک‌سوم رو بتونم پیش بیام.

ریز ریز و ذره ذره میریم جلو با همدیگه همشو یاد میگیریم..

سال دیگه این موقعا با هم میگیم: 

OK then, what's new?



عکس همین الان ۱۱:۱۹ شب یکشنبه‌ی مثلا تعطیل، دانشکده

  • آقای مربّع

نظرات (۴)

  • آقای رایمون
  • بترکون. قوی
    پاسخ:
    💙 مرسی مرد
    حالا دلتنگیا به کنار
    کی فکرشو میکرد ارشد بخونم و اکثر درس ها رو با نمره الف پاس کنم؟
    کی فکرشو میکرد در ترم گذشته اینقدر از دانشگاه رفتن خسته بشم که گاهی فکر کنار گذاشتن ارشد به ذهنم خطور کنه؟
    کی فکرشو میکرد اینقدر روزها رو با عصبانیت بی دلیل شروع کنم که آخر شب حال غر زدن هم نداشته باشم و بگم بیخیال
    کی فکرشو میکرد ها؟
    ولی خب میگذره :)
    روزهای خوب تو راهه
    پاسخ:
    قویی 💪🏻💪🏻☺️
    پسر عموی من جانز هاپکینز دکتری میخونه .
    واقعا وقتی به حرفاش گوش میدم غصه ام میگیره . الان این پست شما رو هم که خوندم دلم سوخت . انشالله همیشه موفق باشی هر جای دنیای ِخدا که هستی. 
    واقعا کار شاقی میکنین .
    پاسخ:
    هیچ کار شاقی نمیکنم علی جان. به خدا اگه هرکس جای ما بود با شرایط ما اونم میتونست.
    آدما همه مثل همن همه فقط به شرایط ری‌اکشن نشون میدن.
    من اگه الان اینجام فقط خوش شانس بودم،

    کاش میشد همه خوش شانس باشن. 
    البته منظور من این بود که شما غربت و سختی رفتن رو قبول کردید برای پیشرفت. من مثلا جرات اینکارو ندارم .
    یعنی چیزی ک از نظر شما خوش شانسیه از نظر من ِ شکنجه است .
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی