حالا دلتنگیا به کنار
مگه چندنفر تو دنیا که از لیسانس پریده باشن دکتری میتونن یه درسی که خودشون تاحالا پاسش نکردن و اصن نمیدونن چیه و تو مقطع دکتری تو یکی از بهترین دانشگاه های آمریکا ارایه میشه، تدریس کنن؟ وقتی چندتا دانشجوی دکتری از تو بزرگتر ازت وقت میگیرن که اشکالاشونو تو زمینهای که هیچی ازش نمیدونی حل کنی... خب حاجی حق دارم دیگه.
حالا دلتنگیا به کنار تنهاییا به کنار کارای خونه و هندل کردن آدما و کمکردن اضافهوزنو شاد موندن بهکنار. همینجور که تا اینجاش طی شده از اینجا ببعدشم طی میشه و من پوستکلفتتر از همیشه با این که کمرم از سهجا درد میکنه نشستم اینجا و به این فکر میکنم که ۵ ماه پیش تو خواب هم نمیدیدم در حال انجام حتی یدونه از کارایی باشم که توی این ۲۴ ساعت انجام دادم.
فقط میخوام بگم به خودت حق بده که بترسی یا گاهی وحشت کنی.
ولی تو این دنیا هرکاری فقط با وقت گذاشتن انجام میشه.
هرچی هم بیشتر وقت گذاشته باشی توش سریعتر و حرفهای تر میشی.
پس نترس از این که میترسی
نترس از ان که نتونی حتی. همین که تا اینجاش اومدی گل کاشتی پسر.
یک سوم ترم سپری شده فکرشم نمیکردم همین یکسوم رو بتونم پیش بیام.
ریز ریز و ذره ذره میریم جلو با همدیگه همشو یاد میگیریم..
سال دیگه این موقعا با هم میگیم:
OK then, what's new?
عکس همین الان ۱۱:۱۹ شب یکشنبهی مثلا تعطیل، دانشکده
- ۹۷/۱۱/۲۹