امیرعلی
پسریم با خیلی از نداشتنها
خیلی دستاندازها و مستعد واسه چالهها.
پسریم به دنبال یه معنی یا دلیل
دنبال بهتر شدن، دنبال چندتاچیزی که ندارم،
ولی خیلی هم دلم میخواد.
پسریم تنبل! که بیشتر از عمل، فکرِشو میکنه
بیستو پنج ساله، بگو بیستوشش. بیشترشو غمگین بودم.
چیزی اگه جلومه، اولین چیزیش که توجهمو جلب میکنه نکات منفیشه..
پسریم که تو خودشه،
شادیش اینه که از پسِ خودش بربیاد.. و هی نمیاد.
چارتا کار ساده.
جوردن پترسون میگه، از یه استیتبه استیت دیگه میریم، منتالی.
وقتی صبحها رندوم بیدار میشی، توی استیتای رندوم خودتو پیدا میکنی!
و من پسر رندومم. بردهی مود و شرایط.
خیلی از اینایی که میگم برای همهی آدما صدق میکنه.
پسری عموما تنها، خشمشو سر خودش خالی کرده همیشه.
با انجام کارایی که ازشون متنفر بوده.
پسرک داره مردی میشه،
همش فکر میکنه که ینی همین بود؟
قسمت خوب و شیرین جوانیش این بود؟
بازم ذهنش داره جلوجلو پیشپردازش میکنه.
پسری که شاد نیست،
واسه بقیه زندست،
و هیچ وقت خدا قانع نیست.
- ۹۹/۰۲/۲۹