۶ روز پاکسازی!
حاجی از این پریودی که در بیام چه کارا که نمیکنم : )
یک چهارم قرن تجربه 😁 آره خلاصه خوبیِجوون بودن همینه که حالاحالاها دیر نمیشه واست.
این مدت خب چیزای جدیدی یاد گرفتم طبق عادت هم میام اینجا مینویسم تا یادم بمونه.
زندگیم به اینجا رسیده که نزدیکای ۲۶ سالگی ینی آخرای ۲۵ام و زندگی یه شیب صفر طور به خودش گرفته که اشکالی هم نداره. بالاخره، سال دوم دکتری شلترین سال نباشه کدومش باشه؟ :-دی
اوضا اونقدرا هم که مغزم گاهی پنیک میکنه بد نیست. ولی خب زندگی به جدیترین شکل خودش تبدیل شده و منم هنوز کلی بازیگوشی تومه. بازیگوشیایی که انصافا هم به خودم بدهکارم.
- یه چیزی که توی این تجربه تصمیم گرفتم اینه که ضعفامو کمتر share کنم. هرکسی تا یه جایی اهمیت داره واسش. معمولا همه درگیریای خودشونو دارن و تمرکز اصلیشون روی اونه.
از همیشهی زندگیم تنهاترم. ولی مشکلیهم باهاش ندارم. ۴ ماهه که دارم فلوریدا زندگی میکنم وخیلیهم دلم میخواد برگردم اما منطقم میگه صلاح نیست. روتین بود دیگه چندماه روتین ناخواسته.. منم لغزیدم و جمع شدم و واقعا توی یه لحظه با یه تصمیم از جا پاشدم. آخه از قبلش واسش آماده بودم. حتی دستورالعمل نوشته بودم :)) ولی چندتا تلنگر خوردم واقعا. که تجدیدنظرهایی بکنم درباره نحوهی زندگیم. تهش همونجور شد که همیشه میشد. استراحتی به خودم بدهکار بودم که ذهنمو بچینم و قدمهای بعدو مشخص کنم.
دارم به کارتی که مدتها پیش هدفای ۲۰۲۰ رو توش نوشتم نگاه میکنم. جز این که تصمیم گرفتم برگردم به سوشال مدیا همشونو هنوز هم میخوام و خیلیاشو توی مسیرشم.
یه طور عجیبی توی مسیر درست دارم پیش میرم. حالمم خیلی خوبه چشام برق میزنه
♠️
جوری زندگی که که انگار زندگیت یه فیلمه و تو تنها بازیگرشی و خودتم بیننده.
~ آشغالارم از زندگیت بنداز بیرون.
- ۹۹/۰۳/۳۰