آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع
بایگانی

شونه‌ی راست

يكشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۹، ۰۳:۴۷ ق.ظ

دیروز که داشتم تو تووالتِ عزیزم هایلایتای یه کتابو (واسه بار دوم به انگلیسی و ۶ام در کل) میخوندم، دوباره همه‌چیزایی که یاد گرفته بودم رو سعی میکردم توی شرایط الانم دوباره یاد بگیرم. رسیدم به جاییش که میگفت به خودتون جایزه بدین و چقد جایزه دادن وقتی که یه پیشرفتی میکنین، عادتیو نهادینه/ترک میکنین مهمه.

 

 

امروز باید زود بیدار میشدم، رفتم دسشویی و همون صفحه‌ی کتاب رو میز کنار باز بود دوباره نگاش کردم.

آمازونو باز کردم پیرهنی که خوشم میومدو رو پیدا کردم ولی سر ذوقم نمیاورد. چشمامو بستم ببینم چی میخوام که ندارم؟ شروع کردم حتی suggestionهای آمازونو نگاه کردم بلکه یه آیتم سر ذوقم بیاره پولشم مهم نبود ۱۰۰ دلار ۲۰۰ دلار.. همو پیرنو add کردم به کارتم ولی حس جایزه بهم نمیداد. کنسلش کردم. و رفتم سر جلسه رفیقم منتظر بود.

 

عصر شد جلسمون ۵.۵ ساعت طول کشید، بعدش یه دوش گرفتم و اومدم دراز کشیدم داشتم فکر میکردم چی واسم مث جایزه میمونه؟

فهمیدم چی دلم میخواد. همین که خودمو acknowledgeکنم. که بزنم رو شونه‌ی خودم، همون شونه‌ی راست که ترک خورده بود و هنوزم موقع تمرین درد میگیره ولی ادامه میدم. بگم افرین. بعد از این‌همه وقت.. چقد دلم واسه آفرین شنیدن تنگ شده بود. 

 

امروز چهارمین مقالم توی یه کنفرانس بسیار خفن اکسپت شد!

هفته‌ی ۵ از ۱۲ این ترم با موفقیت تموم شد،

میانترم سخت‌ترین درسی که داشتمو ۱۸ شدم از ۲۰

اون یکی درس، درسی که از ترس دوبار تاحالا  همون هفته‌ی اول ترم حذفش کرده بودم، نمرم تا الان از ۹۹عه از ۸۰! اضافی!

تمام تودولیستم هر هفته کامل انجام میشه.

دو سوم از کورسای مدیتیشنی که همیشه میخواستم تموم کنم رو تموم کردم.

هفته‌ای سه‌بار بدنسازیمو هرجور شده میکنم،

یه کشو پر از مکمل و ویتامین دارم هر روز مثل یه نقاش تصمیم میگیرم کدوم ویتامینورو به خودم هدیه بدم.

هر روز دوتا بطری یکی whey protein و یکی wheatgrassamرو قبل از بیرون رفتن میخورم.

توی وزنه زدنا حسابی پیشرفت کردم، وقتشه سنگین کنم وزنه‌هارو ولی تصمیم گرفتم تعداد رو ببرم بالا، دو برابر؟

دوماهه که تمام وعده‌هام جز دو ‌سه ‌بار گیاهی بوده یا تخم‌مرغ آبپز.

نصف بیشترِ دومین کتاب روانشناسی‌ ۳۰۰ صفحه‌ای که همیشه میخواستم بخونمو خوندم. تو دسشویی، تو وان، تو تخت، حین ناهار.

بارفیکس زدنم داره بهتر میشه، 

بدهیم به بانکو کامل صاف کردم و دارم حتی سیو میکنم واسه ۶ ماه دیگه،

دوباره دارم مینویسم،

رکورد دوییدن رو زدم هم سرعت، هم استقامت، ۸ مایل،

تقریبا یه‌روز درمیون از یه تپه‌ی خیلی شیب دار با دوچرخه میرم بیرون، پاهام میخواد جر بخوره از بس شیب‌داره.

از این هفته کردمش دوبار.

و مهم‌تر از همه،

روز ۲۲ رو رد کردم، ۶۸ روز مونده.

 

 

پیامِ استادم، اونم وقتی که امروز شنبه‌، آخر هفته‌ای که دوشنبش هم تعطیله داشتیم با هم‌تیمیم روی ریسرچ کار میکردیم بهمون داد:

Amazing news guys! The reviews for our TC paper just came back and we got a Major Review. You know what that means right?

 

Basically the reviewers asked us to revise the manuscript following their suggestions, and as long as we do that in a timely manner, the paper is accepted.

 

This is a GREAT success since IEEE TC is an excellent journal.

 

Reviewer #3 wrote: "Again, thank you for the wonderful paper! I really liked the work!"

  • آقای مربّع

نظرات (۱)

  • حانیه رحمانی
  • کنار تمام اتفاقای خوبی که اینجا نوشتی از موفقیتت، پیام استادت خیلی ذوق آور بود، دمت گرم :)

    پاسخ:
    💙💙مرسی کاکو
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی