آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع
بایگانی

۲۱ مطلب در آذر ۱۳۹۳ ثبت شده است

حس خوب امروز این که ماشینمو پلیس خوابوند!
ولی با سربازای پارکینگ رفیق شدم از تو ماشین میوه داشتم بردم براشون.

نشستیم تو دفتر پارکینگ :))))

به یکیشونم مشاوره کنکور دادم اشکال ریاضی پرسید!
جناب سرهنگ یه چشمکی زد که این آقا اگه یه رب دگه هم خواست بره یواشکی ردش کنید بره و رفت :))
دیگه آزادم کردن..
آخه یه موتور پلیس و یه زانتیا دنبالم بودن من فک میکردم میخوان خفتم کنن! بیشتر گاز دادم! 😂😂😂😂

الانم ماشین صحیح و سالم دم در پارکه :))


امروز یه چیز دیگه هم حالمو جا آورد! این که دفتر برنامه‌ریزی ای که همممیشه داشتمشو آوردم. بالاخره حالم خوبِ خوب شده که میتونم برنامه ریزی کنم... میخوام یه کارای جدید شروع کنم.
و از لاش یکی از بنامه ریزی های سال کنکورم و یکی دیگه از برنامه‌های ترم۲ دانشگاه(که تاپ شده بودم) افتاد بیرون... یادم اومد منم کم تلاش نکردما!
  • آقای مربّع