شنبه - ۲۹ خرداد ۱۳۹۵- شب - ادامه - تصور دونی !
صبح ها زود بیدار میشم دیگه بدون آلارم میتونم از خواب بیدار شم. منظم میخوابم دقیقا ۶.۵ ساعت بدنم عادت کرده. شبا قبل خواب به بالشم میگم بیدارم کنه! یکم عجیبه ولی کار میکنه. |
سه روز تو هفته میرم کوه... ناشتا میرم تا ایستگاه سه یا پنج توچال. هربار بهتر از قبل میشم. |
بعد از کوه یا عصر ها دم غروب میرم استخر.. شنام خیلی خوب شده اصولی یاد گرفتم. |
واسه خودم ناهار و گاهی شام درست میکنم. کیف میکنم با آشپزی.. هر هفته یه غذای جدید یاد میگیرم. |
ماشینم همیشه تمیزه و توش بوی خوب میاد. توش یه ورقه هست از کلمات زبان که هروقت فرصت میشه حفظ میکنم. لباسام بود ادکلن میدن همیشه تمیز و مرتب. |
هیکلم خوب شده واسه خودم هر دو هفته یه تیکه لباس میخرم. با پولی که از شرکت میگیرم یا از پروژه ها در میارم یا گلدون میخرم واسه خونه یا تجهیزات عکاسی ولی بیشترش صرف لباس میشه. |
تلفنم زیاد زنگ میخوره. به واسطهی عکاسی و برنامهنویسی خیلیارو میشناسم. از حال همهی افراد فامیل با خبرم و مرتب با همه در ارتباطم. گاهی با آدمای جدید و قدیمی میرم یه جای دنج یه قهوه میخورم یا میریم عکاسی. |
بدنسازی دانشگاه عالیه گاهی قبل از استخر میرم بدنسازی... همه چیز داره از تجهیزات و هیکلم داره یه تکونایی میخوره :) |
اینستاگرامم انگار یه ترکیبی از هنر عکاسیه و یجور لایفاستایل یه روش زندگی. خیلیا که فالوم میکنن بیشتر ازم ایده میگیرن. ذهن خلاقی دارم که با همه شئر میکنم. |
یخچال خونه همیشه پره از چیزای هیجان انگیز. هر هفته از خودم سوال میکنم: در یخچالو که باز میکنم، دوست دارم اینا توش باشه: .. |
خیلی وقته که سیگار نمیکشم. تو کوهنوردی و دویدن نفسم دوباره زیاد شده. شنا خیلی کمک میکنه بهم. |
یه طرح خوبی اجرا کردم که شبا از ۱۱ به بعد با دیوایس الکتریکی کار نمیکنم. |
تو خونه دوتا چیز خیلی زیاد پیدا میشه، کتاب - گلوگیاه! انگار خونمون شده یه گلخونهی کوچیک و یه کتابخونهی نقلی. |
انقدر روزام خوب پرمیشه که دیگه هیچگونه عادت مخربی ندارم... شبا تا سرم به بالش میرسه خوابم میبره. |
خیلی از شبا شام نمیخورم یا خیلی سالم در حد میوه و سبزیجات. سبک خوابیدن به سبک بیدار شدن کمک میکنه. بهجاش صبحونی مشتی میزنم! |
عکاسی رو باید خوند باید تحصیلش کرد. حالا که بهترین نوع تجهیزات رو دارم. زیاد میخونم و نمونه کار میبینم. میخوام توش علمم زیاد باشه. |
شروع کردم و حسابی زبان میخونم. میخوام تافل رو جزو تاپ ترینها بشم. کتابای مختلف و جزه های مختلف... یاد کنکوز میفتم :)) |
زیاد youtube و TED میبینم، مخصوصا صبح ها موقع صبحونه. خیلی بهم ایده میدن. |
توی شرکت کار میکنم نه که زیاد وقتمو بگیره. یه درآمدیه ولی مهم تر از اون تجربهی لازم واسه استارتآپمو بهم میده. |
بزرگ ترین آرزوم اینه که یه استارتآپ از خودم داشته باشم. آقای مربع! همه کاراشو حتی طراحی شخصیتهای گرافیکیشو خودم بکنم. |
کار کردن تابستون ۹۵ توی شرکت جزو مهمترین دلایل موفق شدن استارتآپ آقای مربع بود. |
تو تهران چندتا جا مثل میدون امام اصفهان پیدا کردم که جون میده واسه عکاسی. هر هفته میرم و یه زمانیمو صرف کشف کردن اینجور جاها میکنم. نقشه رو مثل کف دست بلدم! چند وقت یبار یه جای جدید تو شهر پیدا میکنم.. یه جای دنج واسه خلوت کردن یا قرار گذاشتن یا عکاسی! |
کارم حسابی گرفته! تدریس و عکاسی و برنامهنویسی.. |
به واسطهی عکاسی و برنامه نویسی خیلی آدم میشناسم خیلی وقتا به صرف قهوه میبینمشون. |
غذامو آروم میخورم... وقتی یه وعده جلومه از خودم میپرسم حالا میتونی کمتر بخوری؟ همم؟ حتی یه قاشق. |
روزانه مینویسم! یه ایمیل یا یه پست یا یه کپشن... روزی یه ایده یه متن یه عکس .. اصلا یه دفتر دارم واسه ایده هام هر ایده ای از برنامهنویسی بگیر تا عکاسی و لایفاستایل... پستای وبلاگم حسابی سروصدا میکنه. ازشون واسه کپشن عکسهامم استفاده میکنم. |
- ۰ نظر
- ۰۱ فروردين ۹۵ ، ۲۱:۳۴