آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع

سلا....م : )

آقای مربّع
بایگانی

قانون سوم مربع

يكشنبه, ۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۲:۲۲ ق.ظ
کم کم شروع میشه 
یه چیزی که بهش میگن "آروم گرفتن"
از یه جا شروع میکنی به آروم گرفتن و بعدشم "قانع شدن" !
نکنه اول قانع شی بعد بخوای آروم بگیری. 
بهش میگم "عکس البلوغ" 
هر بلوغی یه عکس البلوغی داره 

  • آقای مربّع

بیست و یک

شنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۷:۱۱ ب.ظ

It Works! 

It Works!

-----

@سایت دانشکده کامپیوتر 

ادامه ی AVR :دی

لیستنینگ تو : دل به دام اون زلفای سیات بنده بنده - من اسیرتم قیمت نگات چنده؟ 

کلید سایت هم دستمه هاها!

ینی وقتی بخوام برم حق دارم همه رو بیرون کنم :دی

  • آقای مربّع

@سایت ریاضی - AVR Programming

پنجشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۳:۵۵ ب.ظ
خاص باش!
شنیدی از اینور اونور 
یه چیزایی هم از خودت دیدی که اولش باورش برات سخت بود
ولی باورش کن!

خاص بودن... همم... خاصیت!
فلانی خاصیت داره

ترسناکه ولی ترس نداره
ترسناکه چون بعدش نمیدونی چه کارایی ازت برمیاد 
چون دیگه "بقیه" ای نیست که با اونا خودتو بسنجی 


"داده ی پرت"


  • آقای مربّع

سایت کامپیوتر

سه شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۷:۴۸ ب.ظ

همین الان یهویی!

سایت دانشکده حدود هشت شب

پنجره ها باز! خلوت.

بچه هایی که هستن اکثرن کاپلن همین الان میز بغل دارن سلفی میگیرن دو نفری

میز روبه رو سرشون تو همه دارن ریاضی مهندسی میخونن (ای جان).

سعید و ستاره هم که کلی چکنویس جلوشون دارن دوتایی سوال حل میکنن! آهنگ گوش میدن

این شریف ما همه مدلی داره :))

من هندزفری تو گوش مقاله GPU میخونم.

لیوان چاییم جلوم

اون پشت بحث اپلای کردن و این که کدوم کشور خوبه

سرمو که میارم بالا غروب معلومه و اوففف چه باد خوبی میاد :)

کلی هم پرنده داره پرواز میکنه...

بچه هایی که این موقع دانشگان داستان های جالبی دارن :دی 


فردا میرم کوه :) 

از 6 صبح دانشگام... تموم شه این مقاله بعد برم دکترو ببینم و برم یکم رانندگی...!

شما هم زود تر خوب شو ! 

--------------------

فرشته ها دست حاجیت رقص!


  • آقای مربّع

دل ریش طور

سه شنبه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۰:۱۶ ق.ظ

تابع توانیه 

تابع توانیه

تابع توانیه

تابع توانیه !

به زور رشد میکنه زووووور ها ! اما یدفه جوری میکشه بالا که مثل سوپرمن میمونه که هیدروژن بگ.وز.ه!

------------------

بهر یک جرعه ی می منّت ساقی نکشیم.


  • آقای مربّع

ماکارونی

دوشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۲۲ ب.ظ

خطر عصر گرفتگی

اگه شیر عصر باز باشه تو خونه و کلی هم کار داشته باشید  دچار عصر گرفتگی میشید.

مشابه خطر غروب گرفتگی در هنگام بروز یک عدد پارچه خیس را در هوا چرخانده و از خانه خارج شوید و به مکان های عمومی مثل کتابخانه پناه ببرید یا کمی استراحت کنید. اگه نه جنی میشید.

عروس اومد خونتون رحمت خدا رفت یکی ازتون بدونید قدمش نحسه بیاید پیش من دعا بخرید واسه عروسه.

--------------------------

تصمیمات روزانه پنج دسته هستن!

احمد یکیشنو میخوره, دوتاشو میده به محسن. احمد چند دسته تصمیمات روزانه داره؟

با توجه به این که امروز دوشنبه بود, نه والا!

-------------------------

این سایتهhttp://100happydays.com/ خب خیلی ایده ی قشنگ و خوبیه اومدم بخونم دیدم اولش گفته: ?You Don't Have Time For This Right

 فک کرده خیلی شاخه :| منم چس کردم خودمو نخوندم دیگه :)) کسی خوند بگه قضیه چیه

-------------------------

دلم خانوادمو میخواد...

  • آقای مربّع

Proton

دوشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۵۵ ب.ظ

پره از همین یهویی ها!

میتونه یه تماس تلفنی ساده باشه میتونه یه برنامه ی پیکنیکی باشه یا یه مسافرت

مهم نیست زندگیتو بر چی بنا میکنی

مهم نیست واسه چی برنامه ریزی میکنی

به طور خلاصه مهم نیست تو کدوم مسیر از اون بینهات مسیر های زمانی موازی به سر میبری! هرجا که هستی و هر مسیری که میری, زندگی اون نیست!!  لا به لای اونه! همون وقت تلف شده هه یا پیاده رویه یا اس ام اسه.. همون شام ساده.

اما تا وقتی که به یه سمتی نری وقت تلف شده ای نیست که زندگیش کنی.

زنده بودن دقیقا" همون پدر سوخته ایه که هیچوقت نمیذاره راندمان 100% شه!

مرسی که 100 نمیشی :)


  • آقای مربّع

۲۹۶ یازده

شنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۴، ۰۴:۱۰ ب.ظ
آنچه را دل دید انکارش نکرد.

"آیه یازده سوره النجم"
------------------------------

گاهی اشتباه کن.
بذار اشتباه کنی
انقدر اشتباه کن تا "دل" ببینه!
دل که دید دیگه اشتباه نمیکنی
دل که دید انکارش نکن.

خیز و غنیمت شمار جنبش باد ربیع
ناله موزون مرغ بوی خوش لاله زار
برگ درختان سبز پیش خداوند هوش
هر ورقش دفتریست معرفت کردگار
  • آقای مربّع

گلایل

چهارشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۴، ۱۱:۰۸ ب.ظ


کلیک کلیک کلیککلیک کلیک کلیک تق!

کلیک تق! کلیک کلیک کلیک کلیک

کلیک کلیک کلیک

تق!

یه لبخند

کلیک لیک کلیک

کلیک کلیک کلیک کلیک تق! کلیک کلیک تق!

یه ویبره

یه صدای آشنا...

مواظب خودت باش

--------------

نشون به اون نشون که وقتی خدافظی کردی و داری دور میشی برمیگردی و پشت سرتو نگاه میکنی

میبینی داره سیگارشو روشن میکنه و ...

تو دنیای کوچیک خودش یه پادشاس! شازده کوچولو آره

خودش بود.

بود

--------------

نَِِه



  • آقای مربّع

پنجره ی پوسیده

چهارشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۴، ۱۰:۴۰ ب.ظ

خم شد روی تابوتش, میدونست داره میشنوه... میدونست منتظرش مونده که این آخرین رو هم بشنوه.

دلش اشک میخواست ولی میترسید اگه اشک بریزه از سر نفرت باشه, نه دلتنگی.

پس اشک نریخت ولی با همون صدای لرزونش گفت:

چهره ی زشتت خودشو نشون میده کم کم... دیدی حق با من بود؟

منم یکی از تو رو سیاه تر...

حالا میتونی مطمئن باشی کسی تنهاییتو به هم نمیزنه

تا #ابد

  • آقای مربّع